به نام قدرت مطلق الله 

 روز سه شنبه ۱۰/۱۱ ۹۷ لژیون اول  باحضورجمعی ازهمسفران  سفر اول ودوم با دبیری همسفر مهدیه به استادی کمک راهنما همسفرفاطمه بادستورجلسه سی دی وظایف رهجو راس ساعت ۱۷آغازبه کار نمود:سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:بازهم خداوند راسپاسگزار وشاکرهستم که یک باردیگربه من توفیق داد تا  درکنارشما باشم انشالله بتوانیم درکنار هم آموزش وانرژی بگیریم.

خیلی خوشحالم که خانم لیلا عزیز را می بینم که بازهم تولژیون خودشون اومدندوخوش آمدعرض میکنم وپیشاپیش جشن تولد۳سالگی تان رابه خودتان وکمک راهنمای عزیزخانم سهیلاوهمچنین دخترهای گلتان تبریک میگویم انشاءالله که بیماریتان خوب شودوبتوانید دوباره  کنگره بیایید.خوب بچه ها می خواهم  در عرض ۱دقیقه هر کدام  ازحس  خودتان در مورد جشن همسفر مشارکت داشته باشبد.سلام دوستان شهنازهستم یک همسفر:من ازاینکه درجشن شرکت کردم خوش حالم وحس خوبی داشتم.سلام دوستان مهدیه هستم یک همسفر:من هم خیلی دوست داشتم  انرژی داشتم ولی  آن  انرژی رو که میخواستم نگرفتم  چون که کمک راهنمام مریض بود ولژیون تشکیل نشد‌.سلام دوستان مریم هستم یک همسفر به خدا باورتان نمی شودفکرش رانمیکردم که این قدراین جشن پرانرژی باشدمسافرم در  طول مسیر  به من گفت من کادوبهت میدم خیلی ناقابله ولی نه عکس میگیرم نه مشارکت مکنم ناراحت نمیشی؟گفتم نه بخدا ناراحت نمی شوم وقتی صدام زد همسفرکریم اشکام داشت میریخت ازخوشحالی ،خداراشکرکردم که مسافرم  آنقدرقدرت وتوان داشت که مشارکت کند اشک در چشمانم جمع شده بود.سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر:من هم نبودم خیلی دوست داشتم  در جشن شرکت کنم  شایدقسمت نبودانشاالله سال اینده بتوانم درجشن همسفرشرکت کنم.سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:من هم خیلی  حس خوبی داشتم ولی خیلی ناراحتم راهنمای خوبم به علت مریضی  نتوانست استادی جلسه رابه عهده بگیردانشاالله سالهای  آینده شاهداستادی اودر جشن همسفرباشیم وازاین که چادرسفیدی که درسفرمکه سرم کرده بودم دراین جشن به سرکرده بودم خیلی خوشحالم.سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر:منم خیلی خوشحالم که دوباره بعد ازیک  سال  توانستم درجلسه شرکت کنم   نه اینکه بخوام به کنگره نیام من ۳سال همراه مسافرم دوش تادوش به کنگره امدم به تهران رفتم ودرسفراول ودوم همراهیش کردم به خاطرمریضیم ودخترکوچکم نمی توانم به کنگره بیایم روزجشن همسفروقتی که مسافرم ودخترهایم مخواستند بیایند من گریه میکردم انهافکرمیکردند من چون تب کردم اشک ازچشمانم می ایدولی به خاطر این بود که نتوانستم بیایم ومریض بودم ودکتربودم چون سال اولی که درجشن همسفربودم برای اولین باردرزندگیم ازهمسفرم کادوگرفتم امیدوارم که همه شما رادرجایگاههای بالاترببینم درجایگاه کمک راهنمایی وتولد ببینمتون ومن هم بتوانم حداقل هفته ای یک باربه کنگره بیایم.سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:ازدبیر عزیز خانم مهدیه خواهش میکنم خلاصه دستور جلسه قبل ودستورجلسه امروز را بیان کنند.سلام دوستان مهدیه هستم یک همسفر:جلسه قبل چهارمین جلسه ازدوره پنجم کارگاههای خصوصی شعبه نیک آباد درتاریخ ۹۷/۱۰/۴بااستادی همسفرفاطمه ودبیری اینجانب همسفرمهدیه بادستورجلسه هفته همسفر باحضور راهنمایان ومسافران سفراول ودوم آغازبه کارنمود.خالاصه سخنان استاد.درابتدادرمورد سی دی جشن همسفر توضیع دادند وگفتند این سی دی مکمل نقش همسفرمی باشد دراین سی دی ابتداازحس گفته می شودومی گویدانسان ها دارای حس هستند وحس یکی ازراههای ارتباطی می باشددرانسان حس بسیار قدرتمنداست وپیوندمحبت درانسانها بیشترازهمه است اگرحس نباشد هیچ حرکتی انجام نمی شودهرکس خواسته  هایش برای خودش است این فرددرنفس اماره است ووقتی این فرد دارای محبت به همه بشود در مرتبه نفس مطمئنه است درموردهمسفردرکنگره گفتندکه حضور همسفران برای درمان لازم است زیرا ترکش های بمب اعتیاد به ان ها نیز وارد شده است وان ها زخمی اند وباید درمان شوند ودراخر استاد گفت قدرکنگره رابدانیدوبرای خودتان به کنگره بیایدودراین جایگاه قرار بگیرید وعلم ودانش خودرابالا ببرید وقبول کنیم مانیز خسارت دیدایم وباید به حرف کمک راهنماگوش کنیم ومسافرخودرا رها کنیم تابه رهایی برسد وبامسافرخود مداراکنیم وبااو هم حس شویم 


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فاطمه هستم  همسفر  بازهم هفته همسفررابه شما تبریک می گویم چه کسانی که بودند وچه کسانی که نبودند وحضور نداشتند واقعاََ می دانم  بچه هایی که حضورنداشتند مثل خانم لیلا وخانم ملیحه عزیز،خانم الهه که حتماََ دلشان  اینجا بوده هرجایی که بوده جایگاه زیارتی

ویا به هردلیلی که نیامده اند مهم اتصالی هست که بین دلهاست وبرقرارشده ومی دانم که هرجا که بودیددلتان اینجا بوده وانشاالله از کادوهایی که گرفتید راضی باشید انشاالله نکات مهمی که موردجشن همسفر ازیک ماه پیش گفته بودم رعایت کرده باشید  خیلی خیلی جشن را به شما  تبریک می گویم واقعاََ جشن خوبی بود بچه ها بدانید اگر قرار است  در جایگاهی قرار بگیرید ونشدیک حکمتی است بچه ها قرار بود استاد جلسه جشن همسفر من باشم ومن به خانم زهره گفتم شما استاد شوید گفتند نه بازهم قرعه کشی کردند وبه خودم افتاد بعداز قرعه کشی به بچه ها گفتم نه تا یک روز قبل از جشن که خیلی حالم بدبود چهارشنبه  هم برای تزئین امدم ولی حالم خیلی بدبود ونتوانستم کاری بکنم همان  روز به  مرزبان گفتم احتمال دارد من نتوانم استاد جلسه بشوم مرزبان گفت این حرفا رونزن انشاالله که می توانی گفتم نه جلسه سنگین است و من خیلی سرفه میکنم کنترل را از دست می دهم شاید حکمتی در کاراست پنج شنبه زنگ زدم  وگفتم خودتان انتخاب کنید من اصلاًشاید نتوانم در جشن حضور پیدا کنم ولی .باز هم خداراشکر که با دعای شما وحرمت کنگره با این که حالم بدبود در جلسه حضور پیدا کردم نتوانستم حس خوبی به بچه هانشان بدهم ولی همین که در جلسه حضور داشتم خیلی خوشحال شدم.خیلی حالم بد بود مادر و دخترم گفتند نرو،گفتم اخه جشن همسفر  یکی از جشن های مهم سال است و من به از قبل چقدر در مورد اهمیت این جشن به بچه ها سفارش کردم وباید بروم  همسفر لیلا هم در این مورد گفتند مسافر من هم اینجا برای من دعا کرد من حالم خوب شدوقتی آمدند شهرضا  گفت بهتری گفتم بله شما در کنگره من را دعا کردی  گفت بله ،خودم وقتی مشکلی دارم نذر کنگره میکنم ودر دعای کنگره دعا می کنم.استاد گفت: وقتی که اقا محسن هفته همسفر تبریک گفت.گفتند برای همسفرم دعا کنید که حالش خوب شودو راهش باز شود وبیاید. واقعاً بچه هااین هم جزءحرمت های کنگره است ولی خوب بچه ها صلاح این جوری شده وقتی که من زنگ زدم وباخانم ایجنت صحبت کردم گفتم شاید توفیق نداشتم گفتند اصلاًاین حرف را نزنیدشاید حکمت بوده منتها وقتی در مشکلات هستیم متوجه نمی شویم وبعد متوجه می شویم اگر همسفر فاطمه زودتر از همسفر ملیحه رها شد مثال می زنیم نگونید که چرا من زودتر آمدهام رها نشدم وهمسفر فاطمه که دیرتر آمده رها شد.شاید زمانش حالا نبوده وخیلی اسرار نکنید .خُوب خانم ملیحه چه حسی داشتید ازاین که نتوانستید درجشن همسفر شرکت کنید؟خوب خیلی ناراحت بودم پیگیرشدیم که مشهد به کنگره برویم آدرس راهم پیدا کردیم ولی خیلی راهش دور بود۳ساعت باید برویم و۳ساعت باید برگردیم بیرون از مشهدبودوباید ۶ساعت درراه باشیم وبه امام رضاگفتم نمی دونم قسمت بودکه من حالا اینجا باشم وحسم در اینجا بود وهمه را دعا کردم.خانم فاطمه :چون ملیحه رهجویی است که منظم ومرتب بیاید هرجا که باشد یعنی بالاترین زیارتگاه که خانه خداهست بازهم حسش در کنگره است هرجا که باشیم ما به کنگره اتصال داریم وسیم مابه کنگره وصل است.خوب چندتا نکته میخواستم بگویم  سی دی امروز را کدام تایپ میکنید.بچه ها روز پنج شنبه از سی دی کشف امتحان میگیرم وکتاب ۶۰درجه کار میکنیم بچه ها کتبی یا شفاهی؟ خانم فاطمه گفتند: وقتی که می گویم امتحان داریدکاری نداشته باشید که کتبی یاشفاهی است هرچه که راهنما خودش تشخیص داد امتحان می گیرد.یک موضوع دیگر کسی میتواند وارد سفردوم شودکه ۴۰ سی دی نوشته باشدو۱۱ماه امده باشدمن هفته ای یک سی دی  می گویم بنویسیدو هفته ای یک سی دی هم اقای مهندس می گویند حد اقل   چهل سی دی نوشته باشید دیگه هیچی ننویسیدپس یک وقت دلتان خوش نکنیدودیگرنیایید و وقتی مسافرتان رهاشد ومی خواهید رهایی بگیرید خوش حال باشیدمن یا مرزبان بگوییم  نه وناراحت شوید.کفش های اهنی بپوشیدوبیاییدوبروید.خانم لیلا:امروز مسافرم گفت ماوقتی که وارد لژیون شدیم ۱۸نفر بودیم ولی فقط ۷نفر توانستند درسفر دوم راه پیداکنند وبقیه چون همسفرنداشتندمنظم نبودندسفر خوبی نداشتند ودوباره از کنگره رفته بودند ودر دام اعتیاد گرفتار شده بودندوازاین ۷ نفر که به رهایی رسیدند یکی راهنما شده است وهمسفر نقش خیلی خوبی دارد حواستان راجمع کنید.خانم فاطمه:بله خانم لیلا درست میگویند مسافری که  همسفر داشته حالش خیلی خوب تره،فرصت نیست که بگویم اقا محسن خیلی عاشقانه خدمت میکنندو

خانم لیلا سروحال بودند تا وقتی که در لژیون بودند وچون پابه پای هم آمدند وخدمت می کند درسفر دوم هم باحال است.پس حواستون جمع باشد که نکند یک سفراولی به رهایی رسیده باشد فقط ۷یا۸ تاسی دی نوشته باشد یکی ۱۱ ماه سفر ودیگری ۴۰ سی دی من هفته ای یکی می گویم بنویسید به ۱۱ ماه نمی رسد که ۴۰ سی دی نوشته شده کامل وتمیز در دفتر قشنگ بچه ها هزینه جشن همسفر راباید خودمان بپردازیم اگر کسی دوست دارد وپول دارد به مرزبانی بدهد واگر ندارد جلسه بعد هرمبلغی که می خواهید بدهید.مشارکت مکتوب   دستور جلسه  کمک من به کنگره وکمک کنگره به من  با لژیون ماست کسانی که دوست دارند شرکت کنند حتما دل نوشته بنویسی و پنج شنبه حتماً بیاورید.بچه ها یک مورد دیگر کسی از نرم افزاری که آقای مهندس داده برای دانلود سی دی ها استفاده کرده؟خانم مهدیه یله من استفاده کرده ام.خانم فاطمه گفت:گوشی هایی که دسترسی به اینترنت دارد نوشته نرم افزار دژاکام اپلیکیشن بعد می زنی دکمه را وباز می شود واردش می شوی ونصب میکنی هرسی دی که می خواهی ۱۵۰۰است جزوه هاهم هست هرکس ندارد ومی خواهد بخردهمان جا شماره کارت راواریز مکنید وسی دی دریافت می کنید دیگر نبینم بگویید سی دی نداریم ونبود همه گوشیهاتون امکانات دارد اگر نمی توانید ازکسانی که سوادبیشتری دارند کمک بگیرید من هم سی دی حس بیرونی نداشتم ودریافت کردم حتماًیادداشت کنید.بچه ها هفته اینده لژیون خدمت گذار ماییم ننشینید کمک راهنما بیاید منتظرهمدیگر نباشیدهرکس زودتر آمد وظیفه ای رابه عهده بگیردوتکراری کسی دریک جایگاه نایستد از دستشویی وراه پله بالا که کامپیوتر است همه جا تمیز کردنش باماست.کسانی که به راهنما اطلاع ندهد وتا سه جلسه غیبت می کنند باید از نو مشاوره شوند وبا مرزبانی هماهنگ شوند ومن هم شماره به همه دادم که به من اطلاع بدهید .در زمانی که نمی توانید پس نکند۳جلسه نیایید وپیام ندهید وسرلژیون بنشینید پس اهمیت بدهید وقتی این کار رانکنید یعنی اهمیت به قوانین کنگره احترام به راهنما وخودتان وقتی پیام بدهید دیگر ناراحت نیستید وبادست پر می آیید.حتماًدرجشن تولد خانم لیلا ومسافرشان شرکت کنید در مورد کادو هدیه بارها گفته ام هرمبلغی دوست دارید کادو بدهید پول ندارید یک دل نوشته در پاکت بگذارید و بدهید روی کاغذنام خود ولژیون رابنویسید ودر روی پاکت های رنگی اگر دارید بچشپانید که پاکت رادوباره بتوانند استفاده کنند.انشاالله حضورتان راپنج شنبه مشاهده کنم بچه ها دفتر متاسفانه برگه های خالی خیلی داره وبرگه راخالی نگذارید واصراف نکنید چون کلاًخوشم نمی آیدودبیرقبلی نمی دانم چه نیتی داشت که چند برگه را دربین دفتر خالی گذاشته اندحیف است وهزینه اش هم پای خودتان است خب بچه ها شروع می کنیم در موردوظایف رهجو کی مشارکت میکند.سلام دوستان شهناز هستم یک همسفر:من امروز که سی دی وظایف رهجورا گوش دادم فهمیدم رهجوکسی است که میخواهد راه خودش راانتخاب کندرهجو نباید به زوربه کنگره بیاید وکسی که به کنگره می ایدتا۳جلسه مهمان حساب است چون می خواهد مشاوره شودوببیند کنگره رادوست دارد یانه وخودش راهنما راانتخاب می کند وخودش ازدور لژیون ها راببیند وانتخاب کند وخودش باید حس وعلاقه خوب داشته باشد وآقای مهندس گفته بودند وقتی کسی به کنگره می آید دکتر یامهندس یابنا یا کارگر پشت در کنگره باید بگدارد و وارد شود.سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:اقای مهندس گفتند انسان ۲چهره دارد یکی طوفانی وخشن ودیگری آرام ومتین،شرایط انسان ها رابدمی کندیک نفر که آزارش به یک پروانه هم نمی رسد می توان ۱۰۰ نفر را بکشد در کنگره هرکدام از واژه ها یک معنی دارد راهنما ما راهدایت می کند رهجو جوینده راه است می خواهد راه  درست را پیدا کند رهجو وقتی وارد کنگره شد باید۲راهنما انتخاب کند که اگر لژیون پراست به لژیون دیگر برود رهجو باید هدف داشته باشد وهدفش رسیدن به درمان به نفعش است به کنگره اعتقاد داشته باشد از راهنما وسفر دومی ها الگو بگیرد.در کلاس های دیگر شرکت نکند هر کس هرشخصیتی دارد بیرون از کنگره بگدارد اینجا همه رهجوییم اقای مهندس گفت هیچ کس به حال راهنما فرقی نمی کند ومن اگر کسی از اشناهایم به کنگره بیاید به راهنمایش می گویم به اوسخت بگیرد تا رها شود ورهجو باید به یک سری از چیزها اعتقاد داشته باشد به کنگره،درمان،روش درمان،آموزش وآموزشها راقبول کند وظایف راانجام دهدوسر ساعت بیاید می تواند خدمت بگیرد واین خدمت به رهجو انرژی میدهد ومهمترین مسئله این است که رهجو خودش به خودش یاری کند تا بتواند به درمان برسد.سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر:رهجو یعنی جوینده راه وراهنما یعنی کسی که مسیر راه را به او نشان  می دهد در کنگره باید اعتقاد داشته باشیم و بتوانیم تصمیم بگیریم وبه کنگره بیایم و اگر اعتقاد نداشته باشیم  نمی توانیم به کنگره بیاییم وبه رهایی برسیم ما با گروه های دیگر فرق میکنیم در کنگره درمان  و گروه های دیگر ترک

یک رهجو باید احترام رهجوی دیگر وراهنمایش را داشته باشد چیزی که اینجا ارزش دارد ادب،انظبات و وقت شناسی ودرست سفر کردن است تا به درمان برسد یک مطلب مهمی که آقای مهندس گفته بودند اعتماد به کنگره بود اگر کسی به کنگره اعتماد داشته باشد وهدف داشته باشد می تواند جهان بینی خود را بالا ببرد و می تواند به رهایی برسد.سلام دوستان مهدیه هستم همسفرآقای مهندس فرمودندرهجو کیست من تا زمانی که به کنگره اعتقاد نداشتم خودم را رهجو نمی دیدم چون بلد نبودم اصلا رهجو چیه به خاطر همین وقتتی به شعبه سلمان فارسی می رفتم هدف نداشتم از انجا چیزی برداشت نمی کردم به حساب  خودم راه بلد بودم وهمه چیز را بلد بودم زمانی خودم رارهجو دیدم که به بن بست خوردم وآمدم اینجا ودستم رابالا بردم وگفتم خانم فاطمه کمکم کنید ونجاتم بده.سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر اقای مهندس گفتند همانطور که دانش آموز ودانشجو اسم دارند رهجو هم مشخص است که جوینده راه است که رهجو خوب ومنظم کسی است که بتواند وظایفش را منظم انجام دهد وخوب سفر کند خوب سی دی ها را گوش بدهد ودوش به دوش مسافرش باشد گفتند یعنی جوینده راه وبه او دانش آموز یا دانشجو ویا راهنما نمی گویند رهجو می گویند چون که جوینده راهی است که می خواهد راه را پیدا کند و رهجو باشد امیدوارم که همه رهجو های خیلی خوبی باشیم.سلام دوستان مریم هستم یک همسفر :ببخشید خانم فاطمه که گفتم مشارکت نمی کنم من سی دی وظایف رهجو راگوش نکرده ام به قول خانم مهدیه من همیشه میگفتم خودم بلدم اما وقتی دیدم مریضم داره خوب می شود ومن هنوز نمی توانستم خودم راخوب کنم هنوز حس بدی داشتم اما با امدنم به کنگره فهمیدم واقعاً باید خودم خودم را بسازم که رهجو خوبی باشم نه برای مسافرم بلکه برای خودم.استاد:سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر بچه ها بچه ها من حدود ۲۵ تا وظایف رهجو را نوشتم ازشما چندتا شد؟من شاید اگر بیشتر فکر بکنم ۵۰ تا هم بشود۱رهجو فقط این نیست که روی صندلی بنشیند وپوشش سفیدداشته باشد اگربه عمق کلمه رهجو دقت کنی رهجو یعنی کسی که راه راگم کرده وبه دنبال یک راه می گردد وکسی که هدف داردکسی که می خواهد به یک هدفی برسدهمانطورکه از کلمه راهنما پیداست که می خواهد راه رانشان بدهد رهجو هم یعنی دنبال راه است بایدهدف داشته باشدبچه ها اگر یک همسفری میخواهد فقط بیاید وبرود وفقط به خاطر مسافرش بیاید یاچون کمک راهنما می گوید ویا شوهرش می گویدواسرارمی کند بیا برویم کنگره وبیاید وبرود بدون هدف فایده ندارد حتی اگر سی دی بنویسدومرتب باشد چون هدف وخواسته اصلی ندارد وقتش راتلف می کند وراهنما به چشم رهجو که نگاه میکند می فهمد که این رهجو خواسته دارد یانه منتها قرارنیست راهنما به رهجو بگوید منظورم فرد خاصی نیست فقط می خواهم بگویم راهنما متوجه می شود که رهجو باچه حس وارد کنگره ولژیون شده است آموزش ها غیر مستقیم است وهمسفران گفتند راهنما مثل مادر است خانم فاطمه گفتندشاید مادر با بچه دعوا کند ولی کمک راهنما  به صورت غیر مستقیم  نصیحت می کند.  من تو لژیونم کمک راهنما هرچی میگفت به خودم میگرفتم نه اینکه ناراحت بشوم ودیگر نیام من همیشه مرزبان هم که بودم گوشیم را می گذاشتم و می رفتم چون کار داشتم وقتی گوش می کردم وکمک راهنما می گفت رهجو اینقدربی ادب که پایش را جلو راهنما رو هم می گذارد رهجو این قدر بی ادب که دیر بیاید رهجویی که نامنظم بیاید وبرود این رهجو هیچ وقت چیزی نمی شود من یک لحظه با خودم فکر می کردم نکند به من می گویندباعث میشد روی خودم کار کنم راهنمایم می گفت رهجویی که در امتحان شرکت نکند رهجویی که سبد را یاری نکند رهجویی که اخر جلسه بیاید من دیر نمی کردم خانم لیلا می داند وقتی که گوش می کردم اگر که یک جاه اشکال داشتم سعی میکردم روی خودم کار کنم بچه ها من شروع می کنم بگویم چندتا هم از خودم می گویم به غیراز صحبت های آقای مهندس ۱اولین کاری که یک رهجو میکند باید اعتقاد وایمان داشته باشد به کنگره ۲روش درمان اگر ایمان نداشته باشد وبیاید وبرود بازم فایده ای ندارد۳به راهنما وقدانین کنگرهاعتقاد داشته باشد ۴یکی از قوانین کنگره پوشش سفید است اگر بخواهد بگوید من نمی خواهم روسری سفید بپوشم و...وبه دلخواه خودش نوع وپوشش وارایش باشد فایده ای ندارد به قول اقای مهندس مگر می خواهید به جشن عروسی بروید مثل هم باشید ۵ رهجو باید خودش راهنما یش را انتخاب بکند نه به زور مسافر مثلا یکی مسافرش به او بگوید فلان راهنما اون خوبه نه اصلاًدر انتخاب راهنما رهجو نباید از مسافرش  مشورت  بگیرد چون ماهر ۴تا نیک آبادی هستیم هر ۴تا از یک لژیون هستیم هر ۴تا کمک راهنمامون یکی بوده درست است نوع بیان ونوع

قیافه فرق میکند ولی رهجو بایدببیند حسش باکیست اگر رهجو به زور مسافر ویا یک سفر اولی  که حالش بد بوده به او بگوید بیا در لژیون ما راهنمامون خیلی خوب وپر فایده ندارد یک مدتی خوشحاله ولی برمیگردد تجربه ثابت کرده چیزی که اقای مهندس می گوید از تجربه بوده چیزی که من میگویم از تجربه ۶،۵سالم هست که در کنگره هستم رهجوهایی دیدیم که هرزگاهی به ان ها گفته اند برو پیش فلانی آمده اندو نصفه کار تمامش کرده اند ۶ وظایف رهجو این است که از راهنما حرف شنوی داشته باشدبه نفع رهجو است  که هرچه کمک راهنما می گوید قبول کند  حتی اگر راهنما بگوید تو باید  توی این  چاه برو  بپذیرد می دانی که چاه است ولی چون کمک راهنمایت گفته باید بروی کمک راهنما رفته در این چاه ودیده خطر نداره بیا برو به نفعت هست که به حرف راهنما گوش دهید.  رهجو وراهنما سن وسال ندارد رهجو نباید بگوید من سنم بالاتر از راهنماست مثال ازیک بچه ۲۳ ساله حرف شنوی داشته باشم من لیسانسه هستم راهنما مثلا دیپلم است یا۵ کلاس درس خوانده صدسال هم نمی آیم اصلا می خواهم شوهر بنشیند ودوباره مواد بکشدتازه بنشینم وچیز یاد بگیرم مگر من بلد نیستم درس هایی که حالا راهنما می خواهدبه من یاد بدهد من از قبل بلد بودم قبل از اینکه به دنیا بیام بلد بودم اگر دکتر لیسانسه ای،قشنگی ،خوش قیافه ای، بگذار دم در وبیا توگفتم حمام عمومی که می رویم با لباس نمی رویم شاه باشیم نخست وزیر باشیم دکتر یا مهندس باشیم یا یک کارگر باشیم فقیر یا پول دار باشیم همه لباس ها راباید باز کنیم حتی لباس زیر،وبه حموم برویم تا بدن شسته شودکنگره هم همان طور است بچه ها اگر اون روز تا حالا هدف نداشتید بدانید کار ما مثل حمام  است به نفع خودمان است۷ الگو بگیرید از بچه های سفر دومی الگو کدام هستند یک سفر دومی که آمده ورها شده،دبیر،نگهبان،استادمرزبان یا راهنما پس بچه ها آن هاهم یک زمانی مثل من بودند وحالا دربین جایگاه قرار گرفته اند پس من  هم می توانم در این جایگاه باشم بچه ها من برای مرزبانی یک کمی دلهره داشتم گفتم خانم سحر می شودمن در این جایگاه نباشم  نمی خواهم روی حرف شما حرفی بزنم ولی می ترسم ازعهده اش برنیایم گفتند فاطمه جان یک چیزی بهت میگم خودت می دانی ازعهده اش برمی آیی ومی توانی ومن حس می کنم ومی دانم که می توانید  یکی دوماه فکر می کردم که مرزبان بشوم یا نه آخربار زنگ زدم وبه خانم سحر زنگ زدم گفتم نمی دانم چه کار کنم خیلی فکر می کنم گفت فاطمه جان تصمیمت را بگیر خیلی فکر نکن فکر زیادی هم خوب نیست باید حرکت کنی یا بله یاخیر وقتی که راهنما می گوید تومی توانی یعنی می توانی یک چیزی می داند بچه ها چرا راهنما می گوید   مشارکت کنید ,اعلام سفر  گنید , چون می داند رهجو استعدادش را دارد رهجو باید تجربه کند تا یاد بگیرداگر راهنما بنشیند وبگوید من چون فاطمه دیپلمه است نوشتاری ودبیررا بدهم به فاطمه وبه طورمثال مریم چون سوادش کمتراست توهم میکروفن گردان شو بچه ها تا حالا دیده ای که راهنما فرق بگذارد بین رهجوهایش حتی من درلژیون هم دارم می گویم کی دبیر می شودکی هزینه می دهد کی  کنفرانس می دهد انتخاب را به خودتان می دهم اگرتا حالا این کار را کرده ام می خواستم نقطه تحمل بچه هابالا برود اکثراً کنفرانس به بچه های سفردومی نمیدهم که سفراولی هارشد کنندمن نمی گویم سفردومی ها به کنار بروند چون می خواهم سفر اولی ها رشدکنند چون ملیحه بیان وسوادش بیشتراست پس باید سی دی ها را کنفرانس بدهند منتها پشت سرهم نیست ونوبتی است.۸وظیفه رهجو این است که احترام بگذاردبه جایگاها،جایگاه راهنما ومرزبان وکمک راهنمایان دیگررهجو وظیفه اش نیست که بگویدچون فاطمه کمک راهنمای خودم است باید جلوی پایش بلند شوم وبه اواحترام بگذارم من با مریم رضوانی مریم شفیعی وخانم زهره ومرزبان ها هیچ فرقی نداریم اگر درمسیر بالا وپایین آمدن از پله ها  کمک راهنما یامرزبان است کنار برویداولویت باآن هاست که اول بروندحس خودتان راتجربه کنید خودتان رشد می  کنید این کار را که کردید بیرون هم یاد میگیرید که اگربا مسافرتان یامادرتان می روید حد اقل رعایت کنیدایشون جلو بیفتند به خاطر خودمان گفتم به بهانه درمان اعتیاداینجا آمده یم  خودمان هم یک چیزی یاد بگیریم ما دربیرون اهمیت نمی دادیم شایدمعلم یامهندس یا یک دکتر بغلمون رد میشد به او احترام نمی گذاشتیم احترام جایگاهها را نداشتیم ومی گفتیم مگر کی شده پول داردیاهر چی داردبرای خودش داردبچه ها من اگر اینجا احترام جایگاه ها راداشته باشم توخونه هم یاد می گیریم که شوهرم چون جایگاهش بالاتر ازمن است احترامش راداشته باشم برای اوچای بیاورم جلوی پایش بلند شوم من هر دفعه می خواهم مشارکت کنم سلام می کنم عادت می کنم ویاد می گیرم درخانه هم به شوهرم سلام کنم ونگویم من حالا ۳۰ سال یا۲۰ سال هست که با شوهرم ازدواج کردم وسلام نکرده ام حالا باید سلام بکنم.باید یادبگیریم و

حال خوش را خودم تجربه کنم وبیایم وبرای دوستان تعریف کنم۹بچه های سفراولی به غیراز کنگره به هیچ گروه آموزشی نروند غیراز این که کلاس قرآن خوب است  نروید حفظ،تفسیر،روخوانی،نروید درسته آموزش های ماهم برگرفته شده از کلام خداست ولی سفر اولی به نفعش است که فقط به کنگره بیایدمی دانیداگربه کنگره بیاید وپیش خودش بگویبرود می خواهد زرنگی کند می گوید کنگره می آیم یک چیز یادمیگریم ان ای هم یک چیز یاد می گیرم کلاس های دیگر هم یک چیز یاد می گیرد وذهن درگیرمی شود یعنی خانم فاطمه راست می گوید یافلانی در دوراهی می ماند به نفعتان است که سفر اول اینجا بیاییدوسفردوم هرجا ک رمی خواهی بروی حتی برای ادامه تحصیل هم بچه های سفر اول نروند بچه ها من کلاس حفظ قران می رفتم دو سه بار ذهنم درگیر بود کمک راهنمایم می گوید سی دی بنویس کلاس قران هم که می خواهم قران حفظ کنم اصلا نمی د خانم لیلا ببخشید مسافرت هم نباید برویم آقای مهندس گفتن.خانم فاطمه بله به نفعتان هست که مسافرت نروید.۱۰چیزی که مهم تراز همه است رهجو باید ادب،انظبات ونزاکت داشته باشد چیزی که اقای مهندس فرمه خیلی مهمه.بچه ها من برای کمک راهنمایی که رفته بودم تهران وهم برای مرزبانی چیزی که یک سره کمک راهنمایم پیام میداد وبه من زنگ میزد فاطمه سعی کن ومواظب باش نکند دیده بان دارد میرود توجلوتر بروی یاهمسراقای مهندس انجا باشدتواهمیت ندهی و رد بشوی گفت مصاحبه درست جواب میدهی توامتحان کمک راهنمایی هم قبول می شوی یک نوع بی ادبی اگراقای مهندس راببینی و رد بشوی نکند وارد اتاق بشوی شیرینی روی میز باشدبرداری وبخوری یاصندلی خالی هست در را باز کنی وبروی وبنشینی هروقت مسئول مصاحبه کنند بفرماه بنشین وقتی که مصاحبه دادم پیام دادم به راهنمایم وگفتم خانم سحر من در مصاحبه قبول شدم گفت خداراشکر اوهم زنگ زده بود به کمک راهنماشون وتبریک گفتند.گفت خیلی استرس داشتم نه اینکه عمدی باشد هرزگاهی آدم فراموش می کند آقای مهندس که می گویند بزرگترین دشمن ماجهل ونادانی خودمان است یعنی این که آن چیزی که نمی دانیم آن کسی که می داند فرق می کند یک وقتی مانمی دانیم پس چرا وبرای چه بپرسیم ویادبگیریم؟پس ادب رارعایت کنید.ادب هم فقط احترام نیست ادب این است که بدون اجازه راهنما حرف نزنیم روی حرف راهنما حرف نزنیم درکار راهنما دخالت نکنیم خانم فاطمه می شود دیگر وادی کارنکنیم خانم فاطمه می شود هفته دیگر امتحان نگیرید این ها به غیر از دخالت در کارراهنما جزءبی ادبی هم هست این راهم بدانید چون اگرراهنما بخواهد حرف همه راگوش بدهد نمی تواند لژیون را اداره کند پس برای چی هست که چه شما بخوانی ازشما امتحان می گیرم چون لژیون یک راهنما دارد پس باید گوش می دادی خانم فاطمه می شود من مشارکت نکنم حتی اگر سی دی هم گوش نکرده ای ودر دسترس نداشتی ونتوانستی یک کلمه بگویید،چشم وشروع کنید.بدون اجازه کمک راهنما سی دی به همدیگر ندهیداین هم جزءوظایف رهجو است۱۲به نفعتان است با راهنما در ارتباط باشید مثال دبیر یا نگهبان می شویدنکنداز ذوق وخوشحالی تشکر نکنی در جایگاه قرار گرفتی تقدیر وتشکر کنید از کمک راهنماتون وبا او مشورت کنید خانم راهنما من مرزبان،دبیریا نگهبان شده ام به نظرشما چه کار کنم اگر یک چیزهایی بلدنیستم به من بگویید ویادم بدهید بی ادب نباشیم و وقتی در جایگاه قرار گرفتیم کمک راهنما رافراموش کنیم.به نفعمان است که از او تشکر کنیم وبه رهجوی دیگرنگویید  بیکاربودی پول بدهی سی دی بگیرید  من خودم دارم بهت می دهم ونمی گذاریم خانم فاطمه بفهمد بله نمی گذاری خانم فاطمه بفهمد ولی حال بدش راخودت می کشی بچه ها چند وقت پیش خانم فاطمه کارقشنگی که کردند گفتند رفتم تونشریات سی دی نبود به مسافرم هم گفتم پرسیده سی دی نبود ونتوانست بود درسایت هم سی دی رادریافت کند خیلی خوش حال شدم که بامن مشورت کردند پس به نفعمان  است که مشورت کنیم وبه هیچ عنوان درکاررهنما دخالت نمی کنیم مثلا خانم راهنما می شود من کنفرانس ندهم از قبل کمک راهنما گفته کنفرانس بده حالا توکنفرانس نمی دهی فرصت رااز دست می دهی شاید دیگر شامل حالت نشد مادر کنفرانس دادن مشارکت کردن واعلام سفرها رشد میکنیم به رهجو میگوی چرا روز پنج شنبه مشارکت نکردی؟می گوید خوب دیگر نکردم بی خودکردی که نکردی حداقل جلوی راهنمایت اینقدربی ادب حرف نزن وقتی که می گوییم بچه ها پوشش ها روز جشن همه سفیدباشد اگرلباس دنبالمان آوردیم حتماََبپوشیم وخودمان رابرای مشارکت یا اعلام سفر آماده کنیم بچه ها من یک ماه بیشتراست که درمورد جشن همسفر گفته ام همه را آماده کردم که اعلام سفرکنید متاسفانه دو،سه نفر بیشتر اعلام سفرنکردندبچه ها اگر وظیفه تان را انجام نمی دهی ازمن هم عذر خواهی نکنید من که می دانم نمی خواهد عذرخواهی کنید من هرچیزی که می گویم به خاطر خودتان است.

سی دی هست برنامه یک ماهه هم دادم وتوقع دارم طبق برنامه پیش بروید من می توانستم یک ماه به شما برنامه ندهم وبگویم بچه هاپنج شنبه سی دی فلان کار میکنیم اون موقع شما ناراحت نمی شدید شاید اینجا هم سی دی نبود چه کارمی کنید من چون برنامه یکماهه به شما دادم توقع دارم بادست پربیاید ننوشتم هم نداریم نکند وقت رهایی مسافرتون باشه و۴۰سی دی ننوشته باشید که نمی بریمتون ناراحت نشوید کار به مسافرها نداریم وقتی ۱۱ماه شد و۴۰سی دی نوشتید خودم برای رهایی میبرمتون ۱۳رهجوکه تولدش است ورهایی دارد وظیفه اش است راهنما را دعوت کند راهنما خودش درجریان هست که رهجو تولدیا رهاییش است ولی جزءادب و وظیفه است که مثلا بگوید خانم فاطمه راهنمای همسفرم گفته۲ هفته دیگر رهایی داریم ببین شرایط من جور است ۱۱ماه سفرکرده ام و۴۰ سی دی نوشته ام ازشما خواهش میکنم ماراهمراهی کنید من هم می گویم چشم.راهنما وظیفه اش است شمارا همراهی کند ولی رهجو وظیفه اش است دعوت کند مثلا جشن تولد دارید ننشینید مرزبان اطلاع بدهد وراهنما خبر نداشته باشد وبعد شما در لژیون به من بگوییدشما هم بیاییدبه هیچ عنوان بچه های من یادم هست یک بار خانم سهیلا یکی از رهجوهایش رهایی داشتند ونگفته بودند خانم سهیلا نرفت خیلی هم خانم سهیلا ناراحت شدندوحق داشتند من می خواهم قدر دانی وتشکر را یاد بگیرید من وقتی که  از بنده خدا تشکرکنم می توانم از خداهم تشکرکنم بچه ها راهنمایی که حدود۱ سال وقت می گذارد برای رهجو،درست است که کارش راباعشق ومحبت انجام میدهد واین قدر آموزش می دهد حداقل رهجوباید این ادب راداشته باشد که حداقل راهنمایش رادعوت کند۱۴ رهجو حق ندارد درسفر اول به راهنمایش کادو بدهد مثال کربلا،مکه ویا مشهد رفته وراهنمایش رادوست دارد وبرایش سوغات خریده راهنما قبول نمی کند وفقط روز راهنما که در اردیبهشت است ان موقع اگرسنگ تمام بگذارید راهنما قبول می کند به عنوان مثال زندگیش راهم بفروشد وبه راهنما بدهد راهنماقبول می کندهمسفر مریم:آیاروز تولد شناسنامه ای می توانیم کادو بدهیم؟خانم فاطمه خیر تولد شناسنامه ای نه تولد رهایی که در کنگره می گیریم می می توانی هدیه بدهید ۱۵ رهجو به راهنما پیشنهاد نمی دهد حتماًرهجو باید هفته ای یک سی دی گوش بدهداز اول ورود به کنگره تا اخر سفر رهجو باید ۳۰۰تا۴۰۰ساعت به کنگره بیاید کسی که مرتب بیاید همین هم میشود.خانم مهدیه:من خیلی عاشق کنگره ام ومی خواهم همیشه بیایم ولی می ترسم که یک وقت نتوانم بیایم؟خانم فاطمه فرمودند اصلا نترس چون از هرچیزی ترسیدی به سرت می آید.۱۷رهجوباید به قوانین وحرمت ها اعتقاد داشته باشد.۱۸رهجو لژیون تجسس ودخالت نمکند وازرهجوهای دیگر سوال خانوادگی نمی پرسد این هم یکی ازحرمت هاست دریک وقت دیگر می گویم ۱۹ درمان هم سخته وهم آسان ولی برای کی سخته؟برای  هجویی که نامنظم ونامرتب است سخته ولی برای رهجویی که گوش به قوانین رهنما وکنگره باشد خیلی آسان است می بینید بچه هایی که مرتب سفر می کنند بهتر رهایی می گیرند قشنگ تر حرف میزنند ومشارکت می کنند۲۰ ازمرزبان حرف شنوی داشته باشیم نوع ادب راهم رعایت کنیم.۲۱ هیچ موقع با کمک راهنما،مرزبان،جایگاه کمکی هیچ شوخی نکنیم هرنوع شوخی ۲۲وظیفه رهجواین است که حتماً۱۵ دقیقه قبل از جلسه حضور داشته باشد نه این که باعجله وقتی باعجله بیاید چیزی متوجه نمی شودیعنی تا بیاید بنشینید وبفهمید دستور جلسه چی بوده دیگه جلسه تمام می شود ودقیقاًبچه های که نصف راه می آیند برای مشارکت واعلام سفر کوتاهی می کنند چون گیج هستند زمان راباید بدانیم که درکنگره ساعت اختراع شده حالا هرجا که می خواهیم برویم شاید بگوییم دیر یا زوده هرجا که هستیم وهرکاری داریم همان روز برنامه ریزی کنیم.حداقل مثل شما که مسیرتون دیراست ۴راه بیفتید چه بچه های شهرضاوبچه های بهارستان واصفهان خانم شهناز ماساعت ۳/۵راه میفتیم وخانم مهدیه وخانم ملیحه گفتند ماهمیشه سرساعت ۴/۵ اینجاهیم خانم فاطمه فرمودند من از دست بچه های لژیونم خیلی راضیم وددستشون دارم وهرچه که می گویم گوش می دهند درحال پیشرفت هستند منتها قرار نیست راهنما خیلی تعریف کند وگرنه بچه ها لوس می شوند.۲۳رهجو باید خدمت کند مثل کاری که مهدیه انجام می دهد رهجو اگرفقط بنشیند وبرود فایده ندارد رشد درخدمت کردن است همین که میکرفن گردان یا مهمان دار بشوید ویا دو تا صندلی جابه جا کنی این خدمت می شود ما که کارهای سختی از کسی نمی خواهیم همین که ما وقتی لژیون خدمت گزارهستیم حداقل سریع نوشتارها را بگیریم طی  بکشیم نگوییم سفردومی ها بروند یا من که نبودم کسی که اول آمده برود.بچه ها اگرحواستان باشد ۲دفعه است که نوبت لژیون خدمتگذاربا ما بوده خودم دستشویی راشستم چرا؟چون که بچه ها یاد بگیرند وفکر نکنند کمک راهنما هیچ کاری انجام نم دهد.۲۴ رهجو از کمک راهنما وکنگره انتظار نداشته باشدکه من آمده ام اینجا وباید کمکم کنند را

راهنما راه رانشان می دهد دیگر باید بارت را خودت به دوش بکشید  , مسئولیت کارها برعهده خودت است اگر یک جلسه نیامدی وسی دی ننوشتی دیگراین  فرصت را از دست داده ای  بچه هایی که بودند وامتحان دادند دیگرامتحان امروز را روز دیگر نمی گیرم وفرصت را از دست می دهی پس وظیفه خود را خودمان انجام بدهیم وتوقع نداشته باشیم که کنگره به جای ما امتحان بدهدوحرف بزند.۲۵ رهجو باید از سبد حمایت کند درحد توان هرزگاهی دیدم  بعضی از بچه ها سبد را رد می کنند ودر رد کردن من تجربه کرده ام  نه این که حالا قدیم ترها حالم بدشد قبلا که مهمان دار یا مرزبان بودم بعضی از بچه ها می گفتند مسافرم پول داده.خانم شهناز من قبل از اینکه به کنگره بیایم پول خرد در کیفم می گذارم ۲۶ رهجوبرای رهایی خودش باید به خودش کمک کند.۲۷به هیچ عنوان نباید رهجوها به یک دیگر شماره بدهند.یا مثلا رهجو به راهنما زنگ بزند من امروز نبودم وخیلی دوست داشتم که اونجا باشم این حرکت زشت رااز یکی از بچه ها دیدم که گفتند من امروز درجشن نیستم عکس ها را بفرستید ببینم خیلی دلم می خواست بیام کنگره نیامدم می شود فایل های صوتی تان رابفرستید من گوش کنم به هیچ عنوان  راهنما این کار را نمی کند اگر دوست داشتی می آمدی حالا که نیامدی خودت این فرصت را از دست داه ای سعی کن به هر علتی اگر مسافرت تورا نیاورده ویا بیمار بودی دفعه دیگر جبران کنی وقتی می آیی بیشتر دقت کن وگوش بده پس بچه ها اگر چیزی در ذهنم مانده سعی میکنم بعداًیاد آوری کنم.
جلسه با دعای اعضاء به پایان رسبد.

نگارش: همسفر فاطمه
تایپ :همسفر مهدیه
دستور جلسه هفته آینده:سی دی بقاء وامتحان از سی دی حس بیرون


تاریخ : یکشنبه 23 دی 1397 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: :.