به نام خالق هستی‌بخش

در باب دستور جلسه هفتگی: وادی سیزدهم

به قلم کمک راهنما لژیون یکم؛ همسفر فاطمه

 

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.

تمام وادی‌ها مثل پله‌ها و کلیدها هستند ولی  بستگی به خواسته‌های افراد دارد که چگونه از آن‌ها استفاده کند. انسان براثر اختیاری که دارد می‌تواند در هرلحظه و در هر مسیر زندگی که قرار دارد اگر زندگی بر وفق مرادش نیست آن را تغییر  دهد.

برای تبدیل خطوط زشت به خطوط  زیبا باید تفکر و اندیشه تغییر کند، تلاش و کوشش هم باشد و از سختی‌ها هم ترسی نداشته باشد چون مشکلات به گونه‌های دیگری در مسیر ما قرار دارد.

مشکل اصلی ما این است که چگونه و از چه راهی  اقدام به حل مشکل کنیم. البته پیدا کردن راه خیلی مهم‌تر از خود مشکل  است. پس برای رسیدن  به مرحله دیگر نیاز به آموزش هستیم.

کسانی که فقط یک خط را دنبال می‌کنند  انسان‌های بدبخت و بیچاره‌ای هستند. چون نمی‌خواهند و هیچ کاری هم نمی‌کنند و یأس و ناامیدی باعث می‌شود که نتوانند وارد خط دیگری شوند.

برای تبدیل‌شدن باید تغییرات اندک‌اندک ایجاد شود. هر خطی دارای آغاز و پایانی هست. مثل هر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم باید مبدأ، مقصد و هدف مشخص شود.

پایان هر کاری شروع کاری دیگری است و هستی و طبیعت این‌ها را به ما آموزش می‌دهد.

بیشتر تمرکز این وادی روی تغییر، تبدیل و ترخیص است کسی که بخواهد از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرد. آرام‌آرام حرکت کند تا تغییرات اندک‌اندک در او به وجود آید. پله‌ها را یکی‌یکی بگذراند وقتی شروع به تزکیه و پالایش کرد و صفت بد گذشته او تغییر کرد آن موقع ترخیص می‌شود.

بیشتر انسان‌ها فکر می‌کنند که همه‌چیز با مرگ از بین می‌رود و به تصور اینکه مرگ پایان زندگی است تلاش نمی‌کنند. حرکت ندارند و می‌گویند کار بکنیم که چی؟ تحصیل داشته باشیم که چی بشه؟ و با ناامیدی زندگی این دنیا را تمام می‌کنند و هرز گاهی هم از ناراحتی و مشکلات آرزوی مرگ می‌کنند. اگر خوب فکر کنیم و تصویر آینده را در ذهن خود بکشیم که مراحل زندگی به هم متصل هستند از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنیم و هر مرحله‌ای را که در آن هستیم پایان کار نیست درواقع آغازی برای مرحله دیگر است. مثال: دوره دبستان برای بچه‌ها آغازی هست برای ورود به دوره راهنمایی، پایان دوره راهنمایی آغاز دوره دبیرستان، پایان دوره دبیرستان آغاز ورود به دانشگاه و... یا یک نوزاد وقتی به دنیا می‌آید آغازی است برای مراحل کودکی، پایان کودکی آغازی است برای دوره نوجوانی، پایان دوره نوجوانی آغازی برای دوره جوانی بعد مرحله میان‌سالی و دوره پیری (برای رشد و تکامل بیشتر حتماً باید وارد مرحله دیگر شد) در کنگره برای رسیدن به سفر دوم و قرار گرفتن در جایگاه‌های مختلف حتماً  بایست در سفر اول خوب سفرکرده باشد تا بتواند وارد مرحله دیگر شود. رسیدن به جایگاه کمک راهنمایی، جایگاه مرزبانی، ایجنت، دستیار و دیده‌بانی و... همه در یک مرحله اتفاق نیفتاده و به‌مرورزمان و مرحله‌به‌مرحله بوده ولی همش برمی‌گردد که خط اول که  سفر اول بوده را چگونه با رعایت قوانین و نوع خواسته  و تلاش برای رسیدن به هدف اصلی طی کرده‌ایم.

در وادی سیزدهم به چند نکته مهم اشاره‌کرده است:

1- برای وارد شدن به مرحله‌های دیگر زندگی، تکامل و رشد نیاز به تغییر، تبدیل و ترخیص هست.

2- برای خروج از تاریکی و ضد ارزش‌ها نیازمند مثلثی با اضلاع عشق، ایمان و عقل هستیم.

3- در این وادی انسان‌ها به سه دسته تقسیم‌شده‌اند. دسته اول انسان‌های تک‌بعدی، انسان‌های دوبعدی و انسان‌های سه‌بعدی

منظور از مورد اول که تغییر، تبدیل و ترخیص هست یعنی هیچ‌چیز در هستی در حالت راکد نیست و همه‌چیز درحرکت و چرخش هست.

اضلاع مثلث عقل، عشق و ایمان را این‌چنین می‌توان تعریف کرد:

زمانی می‌توان فرمان‌بردار عقل بود که فقط به خواسته‌های معقول جواب داده شود؛ یعنی برای اجرای آن‌ها از فرمان عقل پیروی شود زمانی هم این اتفاق می‌افتد که معرفت، عمل سالم و عدالت را فراگرفته شده باشد.

اما در مورد عشق که وادی چهاردهم کامل توضیح داده است. کسی که عاشق هست از سخت‌ترین موانع عبور می‌کند. همه را دوست دارد تزکیه نفس شده و حسش تغییر کرده است.

کسی که ایمان دارد چهره‌اش آرام، روشن و مهربان هست و در صلح آرامش  زندگی می‌کند.

هرکس بخواهد جسمی سالم و شاداب داشته باشد، سرشار از انرژی مثبت باشد و انرژی لازم را برای ترسیم خطوط خوب و زیبا رسم کند باید روی خطوط عقل، ایمان و عشق کار کند تا آن‌ها را قوی سازد؛ که اگر دریکی از اضلاع قوی باشد و در اضلاع دیگر ضعیف باشد موفق نیست. این سه ضلع  مکمل همدیگر هستند و حتماً باید باهم رشد کنند.

ویژگی‌های انسان تک‌بعدی: کسی که گرفتار مشکل باشد و نتواند راه‌حلی برای آن پیدا کند یعنی فقط در خط باشد و نخواهد خارج شود. یا افرادی که فقط مال و ثروت جمع‌آوری می‌کنند و به فکر چیز دیگری نیستند یا فقط کار، فقط تحصیل، ورزش، تفریح  یکی را انتخاب می‌کنند و قادر نیستند وارد خط دیگری شوند و اعتدال را رعایت نمی‌کنند، یا افراط دارند یا تفریط جزو افراد تک‌بعدی حساب می‌شوند.

ویژگی انسان‌های دوبعدی: همه انسان‌ها را دوست دارند انسان‌های دیگر هم آن‌ها را دوست دارند، برای رفع مشکل راه‌حل پیدا می‌کنند وزندگی همراه با آرامش رادارند.

ویژگی انسان‌های سه‌بعدی: مثل کلیدهای مهمی هستند که قادرند قفل‌های فرسوده را باز کنند و چون انسان از صور آشکار و صور پنهان برخوردار است و بر اساس پنج حس درون و بیرون می‌تواند با جهان‌های دیگر ارتباط داشته باشد و اطلاعات و آگاهی‌های لازم را از جهان آفرینش کسب کند برای همین چیزهایی را که انسان سه‌بعدی درک می‌کند برای انسان دوبعدی قابل‌باور نیست و هیچ‌گاه ادعا نمی‌کند که من بیشتر از همه می‌فهمم، در میان انسان‌ها زندگی می‌کند، رفتارهای عجیب‌وغریب از خود بروز نمی‌دهد، می‌داند که انسان هرچه بداند هنوز چیزی نمی‌داند و می‌داند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.

 

نگارش و تایپ: کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون یکم)

ویرایش و تنظیم: کمک راهنما همسفر مریم (لژیون چهارم)



تاریخ : شنبه 20 مرداد 1397 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: :.