تبلیغات
عشق در وادی محبت - مشارکت مکتوب وادی اول

در باب دستور جلسه هفتگی: وادی اول و تأثیر آن روی من

به قلم: کمک راهنما همسفر فاطمه

 

با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود.


وادی اول شاه‌کلید و فونداسیون وادی‌هاست و وادی‌های دیگر زیرمجموعه این وادی است. برای کلمه و جمله‌های این وادی  فرصت می‌طلبد تا در مورد آن  توضیح‌های لازم داده شود. این وادی به من می‌گوید چرا باید تفکر کنم، به چه چیزی فکر کنم، به چه فکر نکنم، فکر چیست، افکار چیست؟

تفکر ولی چون پشت این قضیه یک فکر درست و صحیح نیست  برنامه‌ای هم انجام نمی‌شود.

تفاوت تفکر با افکار در چیست؟ در تفکر تمام انرژی روی یک موضوع و یک خواسته است. هدف دارد، قالب و چهارچوب دارد، دریک جهت خاص حرکت می‌کند مثل اشعه یا لیزر که تمام انرژی یا نور روی یک نقطه است و منشأ  تفکر و اندیشه خواسته است.

تعریف افکار: چند خواسته را باهم شامل می‌شود، انسجام ندارد، از این شاخه به آن شاخه و به هر موضوعی فکر می‌کند، مثل نور خورشید است که به همه‌جا می‌تابد و محصول افکار پروژه‌ای نیمه‌تمام است.

خواسته‌ها باعث می‌شود که تفکر صورت گیرد. منتهی عدم آگاهی ناخالصی‌های درونی باعث می‌شود که تفکر صحیح و درست صورت نگیرد.

هر ساختاری  با یک تفکر شروع می‌شود مثل سیستم کنگره بنای آن بر اساس یک تفکر مثبت بود و هدف، مبدأ و مقصد مشخص شد.

اگر قرار بود که آقای مهندس فقط مربوط به جسم، روان و یا جهان‌بینی کار کنند  هیچ موقع  درمانی صورت نمی‌گرفت. دوراندیشی، تحقیق، بررسی و مطالعه ایشان باعث پیشرفت این سیستم شده است. چرا باوجوداینکه انجیوهای دیگری یا کسانی که برای این معضل جامعه فعالیت می‌کنند موفق نیستند و تفکر آن‌ها از اعتیاد  یک‌چیز دیگری است؟

وادی  اول می‌گوید. برای اقدام و انجام هر کاری و رسیدن به خواسته باید ابتدا فکر کنید بعد وارد عمل بشوید در این راستا نیروهای القاء، احیاء و تحرک کمک می‌کنند تا به هدف برسید.

القاء، احیاء و تحرک چگونه صورت می‌گیرد؟

القا ء فقط از طرف خداوند یا فرشتگان، پیامبران و امامان اتفاق نمی‌افتد؛ مثلاً شخصی که برای درمان اعتیاد به کنگره می‌آید اگر خواسته قوی داشته باشد  و هدفش درمان باشد به کنگره، آموزش‌ها و  راهنمایان ایمان داشته باشد راهنما، سفر دومی، رها یافته شده، آموزش‌ها، جزوه‌ها  ، قیافه افرادی که تعادل دارند، صحبت‌ها، مشارکت‌ها و دوست خوب و... همه این‌ها  القاء کننده هستند.

اما در مورد تحرک: سکون و ثابت بودن هیچ فایده‌ای ندارد. لازمه زندگی حرکت است که باید از طبیعت الگو گرفت که اگر خورشید و ماه ثابت بودن و اصلاً حرکتی نمی‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟ زندگی مفهومی نداشت. با حرکت کردن و تلاش و کوشش می‌توان ساختار جدیدی را خلق کرد؛ و بعد مرحله احیاء شدن  یعنی زنده شدن و چیز جدیدی به وجود آوردن  شکل می‌گیرد.

در وادی اشاره‌شده که همه‌چیز مثل صفحه سفید نقاشی است و ذره‌ذره تصویر  جدیدی به وجود می‌آید؛ یعنی اینکه برای تغییرات درونی پله‌پله انجام می‌گیرد. یک‌مرتبه عوض نمی‌شویم ما با خواسته‌ها افکار خود تصویر بدبختی یا خوشبختی را برای خودمان رقم بزنیم. سرنوشت خود را باارزش‌ها و یا ضد ارزش‌هایی که در ذهن خودساخته‌ایم با دست خود رقم می‌زنیم هرچه در ذهن بگذرد همان اتفاق می‌افتد  . وقتی مشکلی  پیش می‌آید اکثر انسان‌ها به دنبال مقصر می‌گردیم که چرا و از چه طریقی و چه کسانی باعث این مشکل شدند اول باید به فکر رفع مشکل شد بعد علت جستجو کرد. نمی‌توان فقط منتظر کمک خدا و دیگران بود که مشکل ما راحل کنند ۹۰ درصد افکار ما برای تائید مردم است فکر می‌کنیم که چه‌کار کنیم که دیگران ما

 را تائید کنند. اگر بخواهیم اعتمادبه‌نفسمان بالا برود باید خودمان در مورد کارهای خود تصمیم بگیریم نه دیگران برای ما تصمیم بگیرند و نظر بدهند البته اگر  بعضی‌اوقات هرچه فکر می‌کنیم اگر نتوانستیم راه‌حلی پیدا کنیم بهتر است باکسانی که می‌توانند به ما کمک کنند مشورت کنیم ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.

نتیجه و برداشتی که از این دستور جلسه می‌توان گرفت این است که زندگی اکنون و سرنوشت من مربوط می‌شود به گذشته من که چگونه و با چه دیدی رقم زدم و خطوط زشت و زیبای آن راهم با افکار مثبت و منفی خودم  رسم کردم.

نگارش و تایپ: کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون یکم)



تاریخ : یکشنبه 8 مهر 1397 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: :.