به نام قدرت مطلق الله

در باب دستور جلسه؛ وادی دوم و تاثیر آن روی من

به قلم کمک راهنما؛ همسفر فاطمه 



هیچ مخلوقی جهت بیهودگی، قدم به حیات نمی نهد، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.

مفهوم تیتر وادی این است که خلقت تمام انسان ها، مخلوقات و موجودات در این هستی بیهوده، تصادفی و الکی نبوده است چرا که پشت هرخلقی یک تفکر و اندیشه درست نهفته است.

حکمت خداوند براساس حساب وکتاب است. اگر هم تصور می کنیم که بعضی از انسان ها یا موجودات دیگر نباید وجود داشته باشند ازتصور واندیشه غلط ماست چون شناختی از انسان، صور پنهانش وهسته درونی و فلسفه وجودی هستی نداریم. مثلاً روزی حضرت موسی برای مناجات با خدا به کوه طور می رفتند که در وسط راه چشمشان به کرمی خورد که درلابلای لجن ها درحال جنب و جوش بود با خودگفتند که وقتی با خدا مناجات می کنم یکی از سوالاتم این باشد که خدا این کرم چه ویژگی مثبتی داشت که آن را آفریدی؟ قبل ازاینکه سوالش رابپرسد خدافرمود: موسی می خواستی سوالی از من بپرسی؟ موسی سوال راپرسیدند خدا فرمود: ای موسی قبل ازاینکه تو این سوال را از من بپرسی کرم ازمن پرسید: خدایا موسی رابرای چه آفریدی؟ پس ببینیم وقتی یک کرم برای باغچه وزیر ورو کردن خاک ها چقدر مفید است و خاک را تقویت می کند، وجود لاشخورها درهستی باعث می شود که میکروب وبیماری ها کمتر باشد و... فکر وحرف دیگری نباید باشد.

دوم برداشتی که از این تیتر وادی می توان برداشت کرد که نکات منفی دیگران رافقط نبینیم هرکس می  تواند هم نقاط ضعف وهم نقاط مثبت داشته باشد همه کس و همه چیز راکامل نبینیم. روزی حضرت عیسی با یارانش درحال عبور از کوچه ای بودند که درطول مسیر چمشان خورد به جسد سگ مرده ای که بوی تنفر میداد یاران گفتند چقدر این سگ بوی بد میدهد حضرت عیسی فرمودند: چه دندان های سفیدی دارد. شما دندان های سفید او راندید وفقط بوی بدش رامتوجه شدید. پیام حضرت این است که ای انسان ها همیشه نکات بد ومنفی دیگران شما را جلب توجه نکند.

نکته مهم دیگر این وادی: براثر تفکر غلط وحرکت درمسیر ضد ارزش ها برای خود مشکلاتی از قبیل بیماری  های جسم و روان، مادی ومعنوی، طلاق، جدایی، شکست، بیماری اعتیاد و... را بوجود می آوریم بعضی از ما درمقابل مشکلات روحیه خود را از دست داده وتصور می کنیم که همه چیز تمام شده، دنیا به آخر رسیده و باید تا آخر عمر با این بیماری و این مشکل ساخت یا خود را با خودکشی نابود کرد دائم از دست خدا، دیگران وخودمان گله و شکایت می کنیم که ای کاش به دنیا نیامده بودم، چقدر بد شانسم، چقدر بدبختم و... این گونه تفکر کردن وکم آوردن در برابر مشکلات فقط سه ویژگی دارد.

۱_توجیه بیشتر برای فرورفتن درتاریکی ( مشکلات حل نمی شود)

۲_باعث می شود که اعتماد به نفس از دست برود ( خود را ناتوان وضعیف دانستن)

۳_تسلیم شدن درمقبل نابودی وعدم تلاش برای رهایی وسلامتی ( قبول کردن مشکلات تا آخر عمر و حرکت و تلاش نکردن برای بهبودی)

وادی دوم وادی امید است برای کسانی که ناامید هستند وفکر می کنند که وجود مشکلات یعنی اینکه انسان تا آخر عمرش با آنها دست وپنجه نرم می کند.

ناامیدی چگونه بوجود می آید؟ ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است. قرار گرفتن درمسیر ضد ارزش ها خود نا امیدی است. وقتی شخصی تخریب هایی مثل اعتیاد ومشکلات دیگری را برای خود بوجود می آورد و با خود فکر می کند که برای جبران تخریب و مشکلات باید راه سخت وطولانی راطی کند احساس ناامیدی به او دست میدهد. ناامیدی یکی ازمخرب ترین حس هایی است که وقتی سراغ کسی می رود او را از پا در می آورد و نابود می کند گوشه گیر می شود قدرت حرکت از او گرفته می شود.

شخص ناامید انگار درون یک چاه افتاده و مدام دورخودش می چرخدو ازکار کردن، تفریح، زندگی حتی طعم غذا لذت نمی برد نمی تواند عشق ومحبت رانسبت به دیگران داشته باشد خودش ودیگران رادوست ندارد و چون به خواسته اش نرسیده احساس

ناامیدی به او دست میدهد. فقط کافی است درمسیر درست وراه مستقیم قرار بگیرد، حرکت کند راه برایش نمایان می شود، اعتماد به نفس پیدا می کند و خیلی زود احساساتش تغییر می کند، دیدگاه وتفکرش عوض می شود. مثل مسافران بعد از اینکه جذب کنگره شدند با برداشتن کلمه معتاد از روی آن ها و شروع درمان درهمان اوایل تغییراتی در چهره، تفکر و دیدگاهشان بوجود می آید.

پیامی که این دستور جلسه به من و همسفران میدهد این است که با وجود مشکلات ناامید نشویم حرکت کنیم تا زندگیمان و حال و روز خودمان بهتر شود، فکر نکنیم که چون مصرف کننده نبودیم پس هیچ دردسری برای خودمان، جسم ودیگران درست نکردیم همین که آرامش نداریم، حال خوبی نداریم، نمیتوانیم با فرزند وهمسرمان رابطه خوبی داشته باشبم، عشق ومحبت را چاشنی زندگیمان کنیم این ها همه مشکل است کافی است که بخواهیم، حرکت کنیم و بدانیم که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری ودرحال حرکت هست.

زمانی انسانی کارآزموده و رها می شود که بتواند از گذرگاه های بسیار سخت عبور کند درتاریکی ها قرار گرفتن مهم نیست خارج شدن از تاریکی و رسیدن به نقطه نور مهم است.

نگارش و تایپ: کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)



تاریخ : شنبه 5 آبان 1397 | 05:49 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: :.