تبلیغات
عشق در وادی محبت - گزارش جلسه

 نام قدرت مطلق الله

روز سه‌شنبه مورخ 97/8/29 جلسه هشتم از دور هشتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی نیک‌آباد با نگهبانی همسفر سعیده، استادی اسیستانت محترم همسفر مرجان، دبیری همسفر زهرابا دستور جلسه جشن گلریزانرأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

یک چراغی روشن‌شده و همه دورش جمع شدیم. واقعیت این است  که از این شرایط استفاده کردیم. قیمت آرامش و نوری که در وجودمان کاشته شده را می‌توان قیمت گذاشت. در قبال محبت اعضای کنگره، قیمت نور امیدی که در اوج ناامیدی در دل ما کاشته شد، قیمت راه‌حل مشکلات، قیمت راه پیداشده برای ناامیدی و قیمت لبخند بچه‌هایی که از درمان پدرشان شاد شدند و یا بعد شاد می‌شوند چیست؟

در ابتدا تغییر جایگاه دبیری را داشتیم

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مرجان هستم یک همسفر؛

به همه شما خیلی تبریک می‌گویم که به‌واسطه این جشن بسیار زیبا دورهم جمع شدیم و انشا الله قراراست که اتفاقات  خیلی خوبی در این جشن بیفتد.  همچنین  یک تبریک خاص دیگر به روایتی تولد پیامبر خوبی‌ها، پیامبر گذشت و فداکاری هم هست که این مناسبت هم می‌تواند به شور و شعف جشن ما اضافه شود و انشا الله شاهد جشن خوبی باشیم. تشکر می‌کنم از کسانی که در تزیین سالن نقشی داشتند زحمت کشیدند؛ و این قطعاً اشتیاق ما را به جشن خوب و پرانرژی بیشتر خواهد کرد.

همان‌گونه که دبیر اعلام کردند دستور جلسه امروز جشن گلریزان است. من فکر می‌کنم که امروز در مورد تجربه خودمان از جشن گلریزان اتفاقات و نتایجی را که برای هرکدام از ما در زندگی داشتیم  صحبت  بکنیم تا دیگران مطلع شوند هدف خودنمایی نیست. هدف این است که نشان بدهیم که آنچه را که آقای مهندس به ما یاد دادند توانستیم به اجرا درآوریم کنگره  ۶۰ مانند انجیوهای دیگر یک انجیو و سازمان مردم‌نهاد است که مردم و اعضای آن خودشان را اداره می‌کنند؛ یعنی به‌هیچ‌وجه از دولت و حکومت دولتی کمک و مبلغی را دریافت نمی‌کنند. بار دولت نیستند، قراراست که ما کمک کنیم که یک‌بخشی از کار به دست ما حل بشود چشم امیدمان به سازمان دولتی  و خود حکومت نیست.

آقای مهندس بارها گفتند: گاوی که نون گدایی بخورد شخم نمی‌زند.

این ضرب‌المثل کاملاً در مورد ما صدق می‌کند یعنی اگر بخواهیم چشممان به کمک دیگران باشد نمی‌توانیم روی پای خود بایستیم و کارهایمان را آن‌طور که می‌خواهیم پیش ببریم. دلیل بارز مشخص‌تر دیگر این‌که ما فقط خانواده‌های درگیر اعتیاد رامی شناسیم و می‌دانیم که چه وضعیت و چه شرایطی  را پشت سر می‌گذرانند، چه اتفاقاتی برایشان افتاده،  خیلی خوب لمس می‌کنیم هر وقت کسی از در وارد می‌شود چه مشکلی دارد. کسانی که اعتیاد را تجربه نکرده‌اند نمی‌توانند به فرد و یا خانواده‌ای که درگیر این مسئله هستند را کمک کنند. پس باید  خودمان را عضو اعضای یک خانواده بدانیم. برای  محبت کردن، یاددادن و یادگرفتن، هزینه دادن و هزینه کردن بدون این‌که بخواهیم در موردش فکر کنیم باید هرچه از دستمان برمی‌آید تعللی نکنیم چون همه افراد عضو یک خانواده هستند پس باید به هم کمک کنیم. کمک می‌تواند خدمت در جایگاه  راهنمایی، مرزبانی، مشاور تازه‌وارد و یا حامی بودن و خرج کردن یک سری هزینه‌های یک شعبه باشد.

کنگره ۶۰ قطعاً برای ادامه فعالیت در هر شعبه‌ای نیازمند یک سری خرج و هزینه کردن‌ها است. ما اگر پول نداشتیم نمی‌توانستیم کنگره را به این وضعیت برسانیم. پنجاه‌ودو شعبه داریم که همه آن‌ها از یک شعبه سرچشمه گرفتند؛ اما چه اتفاقی افتاد که این شعبه‌ها روزبه‌روز اضافه شد. اولین اتفاق این بود که یک سری آمدند، آموزش گرفتند، خوب درک کردند بعد از مدتی این افراد دانش را به دیگران  که مشابه خودشان بودند انتقال دادند و این افراد باید نیروهای متخصص باشند. پارامتر سوم پول و منابع مالی است. شما فکر کنید اگر پول نبود ما می‌توانستیم روی صندلی بنشینیم اینجا هم مثل خانه‌های خودمان نیاز به بخاری، کولر، صندلی، هزینه آب و برق و... داریم. مگر می‌شود هزینه‌های اصلی را حذف کرد چشم‌پوشی کرد. هزینه آب، برق، تلفن و غیره که از طریق سبد یازدهم که وسط جلسه می‌چرخد تأمین می‌شود. ما معتقدیم که پول باید از اعضای کنگره تأمین شود.  اگر این مکان نبود آیا می‌توانستیم در کنار خیابان و یا در پارک جلسات را برگزار کنیم. سرپناه نیاز داریم. وقتی تعداد زیاد باشد ما نیاز به ساختمان داریم. تفکرات آقای مهندس درگذشته و پشتوانه این تفکر داشتن یک شماره‌حساب برای تمام شعبات است که فقط برای زمین و ساختمان به این شماره پول واریز می‌کنند. مثلاً بچه‌های نیک‌آباد، شهرکرد و... همه  یک شماره‌دارند؛ اما تو این حساب مشخص است که چه شعبه‌ای چه مقدار پول ریخته مثلاً بچه‌های نیک‌آباد مشخص است که در سال ۹۶ و۹۷ چقدر پول دادند؛ یعنی هر شعبه یک سبد جداگانه دارند؛ مثلاً برای خرید زمین نیک‌آباد مرزبانان به تهران اطلاع می‌دهند که مثلاً زمینی به قیمت صد میلیون می‌خواهیم خریداری کنیم. تهران طبق حساب شعبه نیک‌آباد می‌گوید شما هشتاد میلیون ذخیره دارید بیست میلیون که کم دارند را از تهران می‌گیرند اما می‌گویند شما این بیست میلیون به‌حساب زمین بدهکارید. اعضای خانواده کنگره به همدیگر کمک می‌کنند و من وتویی وجود ندارد. کسانی که اجاره نشینند می‌توانند حرف مرا درک کنند. خدا را شکر که شعبه نیک‌آباد یک زمین دارد. ولی باید همه دست‌به‌دست همدیگر بدهیم و انشا الله خیلی زود بتوانیم برای خودمان سرپناه و مکانی داشته باشیم. برای ساخت زمین به حمایت همدیگر نیاز داریم. این کمک به زمین هم در صور آشکار و هم در صور پنهان اثرگذار است. در صور آشکار با بخشیدن، سخاوت، من دلم می‌خواهد از مال و دارایم مقداری پول بدهم این جزو صور آشکار است. شاید بعضی‌ها بگویند من اگر مشکل مثلاً پسرم حل شد تمام زندگی‌ام را می‌دهم ما نمی‌گوییم که تمام زندگی‌ات را بده، خیلی‌ها فکر می‌کنند بگذار مشکلم که حل شد پول می‌دهم و یا  پول بدهم تا اتفاقاتی برایم بیفتد. مبلغ یک نفر که قرارِ درمان شود. حساب کردند حدود ۱۶ میلیون و ۸۰۰هزار تومان هزینه درمان یک مسافراست. من خودم هرچه فکر می‌کنم حدود ۱۴ سال است که تو کنگره هستم هنوز نتوانستم این مبلغ بپردازم.

خودمان با خودمان صادق باشیم فراموش نکنیم که وقتی وارد کنگره شدیم بدون این‌که از ما  چیزی بپرسند بامحبت و احترام ما را  در آغوش گرفتند. اصلاً برای این قضیه می‌توان قیمت تعیین کرد بدون اینکه از ما  بپرسند چه جایگاهی داری و در چه شرایطی هستید ما را پذیرفتند. حتی از ما طلب یک ریال پول هم نکردند و برای  ما و مسافرانمان  دعا و کمک کردند می‌شود بی‌تفاوت بود؟

یک چراغی روشن‌شده و همه دورش جمع شدیم. واقعیت این است  که از این شرایط استفاده کردیم. قیمت آرامش و نوری که در وجودمان کاشته شده را می‌توان قیمت گذاشت. در قبال محبت اعضای کنگره، قیمت نور امیدی که در اوج ناامیدی در دل ما کاشته شد، قیمت راه‌حل مشکلات، قیمت راه پیداشده برای ناامیدی و قیمت لبخند بچه‌هایی که از درمان پدرشان شاد شدند و یا بعد شاد می‌شوند چیست؟ کنگره شرایط را برای ما مهیا کرده تا بتوانیم از تاریکی‌ها خارج شویم.

کنگره حسابش با همه صفر هست  چراغی که روشن‌شده هیچ موقع خاموش نمی‌شود حتی اگر من هم کاری نکنم این‌قدر آدم‌های عاشق توی این دنیا هستند که قدر کنگره رادارند و نمی‌گذارند این چراغ خاموش شود تشکر فقط به کلام نیست باید نشان دهیم و امروز تک‌تک ما   باید آنچه را یاد گرفتیم به عمل تبدیل کنیم در صور پنهان این قضیه این است که در اوج مشکلات بتوانیم مبلغی را از خود سوا کنیم و ببخشیم تا گره‌های خود را بازکنیم.

طبق قوانین هستی از هر دست بدهیم از همان دست می‌گیریم.  معامله نکنیم، عاشقانه کمک کنیم ما باخدا هم معامله نمی‌کنیم.  موقع دادن پول حساب دودوتاچهارتا نباشد. انشا الله قدردان نور و چراغی که روشن هست باشیم تلاش کنیم و پیام‌های آقای مهندس، اساتید آموزشی‌های کنگره را جدی بگیریم. 
من دوست دارم  چون موضوع جلسه جشن گلریزان است چند دقیقه در مورد تجربیات خودم و پس‌انداز کردن برای شما بگویم. من قبل از کنگره بلد نبودم پس‌انداز داشته باشم و چون کارمند بودم و فعلاً هم هستم وقتی حقوقم را می‌گرفتم زود خرج می‌کردم که بعضی‌اوقات آخر ماه که می‌شد لنگ هزار تومان پول بودم و مجبور می‌شدم از قلکی که بچه‌ها داشتند از آن پول بردارم. چندین سال را این‌جوری گذراندم تا اینکه کنگره به من پس‌انداز کردن را آموخت خیلی سخت بود ولی موفق شدم. آرام‌آرام شروع کردم تا پولی به دستم می‌رسید همان موقع مقداری از آن را برای کمک به زمین و مقداری هم برای پس‌انداز کردن خودم می‌گذاشتم تا اینکه یواش‌یواش دیدم وضعم خیلی خوب شد و برکت مالم اضافه شد. متوجه شدم یک ماجرایی که شروع کردم مثل رودخانه راهش را گرفته و در حال حرکت و جریان است. پس‌انداز کردن در صور پنهان اثر می‌گذارد. انسان با این کار انرژی می‌گیرد و از کار خودش لذت می‌برد و انرژی باعث حرکت در مسیر می‌شود. نباید همسفران فقط بخواهند مسافرانشان با گرفتن طلا آن‌ها را پول‌دار کنند خودشان باید برای پس‌انداز کردن و پول‌دار شدند حرکت کنند.

آقای مهندس در سی دی مال گفتنداگر کسی بتواند از دارایی‌اش بدهد یعنی اینکه تو هنوز صاحب‌مال هستید. ولی اگر نتوانید از مالت بگذرید یعنی اینکه تو فقط نگهبان  دارایی‌ات هستید. من وقتی شروع کردم مبلغی را برای زمین و کمک به کنگره بدهم دیدم گره‌های زندگی و مشکلاتم کم‌کم دارد باز می‌شود. پس برای باز شدن گرهای وجودی که مربوط به صور پنهان است باید از مال و ثروت خودمان بتوانیم ببخشیم.

نگارش و تایپ: کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون یکم)

ویرایش، تنظیم و عکس: کمک راهنما همسفر مریم (لژیون چهارم)



تاریخ : پنجشنبه 1 آذر 1397 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه | نظرات
.: :.